تبليغاتX
هری پاتر





Powered by WebGozar

هری پاتر

اخرین مطالب درباره ی هری پاتر

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در سه شنبه 7 خرداد1387 و ساعت 12:0 بعد از ظهر |
قف
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در چهارشنبه 3 بهمن1386 و ساعت 1:40 بعد از ظهر |
ب

|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در دوشنبه 3 دی1386 و ساعت 1:49 بعد از ظهر |
انتظار فروش 50 هزار پوندي براي “بيدل آوازه خوان
مؤسسۀ حراج آثار هنري Sotheby اميدوار است كه كتاب جديد جي.كي.رولينگ، “افسانۀ بيدل آوازه خوان” كه بر پايه كتاب هاي هري پاتر است، به مبلغ 50 هزار پوند (حدود 97 ميليون تومان) فروخته شود. اين كتاب كه در روز 13 دسامبر (22 آذر) به حراج گذاشته خواهد شد، يكي از هفت كتاب مشابه دست نويس است كه رولينگ به رشتۀ تحرير درآورده و در واقع تنها كتابي است كه (در طول چهار روز) در معرض ديد عموم قرار خواهد گرفت. شش نسخۀ ديگر اين كتاب را رولينگ به عنوان هديه به كساني خواهد داد كه در مورد كتاب هاي هري پاتر “واقعاً محرم راز” او بوده اند. تمام عوايد حراج كتاب “افسانه بيدل آوازه خوان” به مؤسسۀ خيريۀ “صداي كودكان” تعلق خواهد گرفت.

روشن سازي براي كساني كه دچار ابهام شده اند:

رولينگ يك كتاب با نام “افسانه بيدل آوازه خوان” نوشته است. اين كتاب شامل پنج داستان است كه آخرين آن، “افسانه بيدل آوازه خوان” نام دارد. او از اين كتاب شش كپي ديگر نيز گرفته است (البته با دست!). فقط يكي از اين كتاب ها در طول چهار روز در لندن به نمايش گذاشته خواهد شد و سپس به حراج گذاشته مي شود. شش كتاب بقيه را نيز به افراد مورد نظرش هديه خواهد داد!

|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در پنجشنبه 24 آبان1386 و ساعت 3:23 بعد از ظهر |
کتی لونگ

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در شنبه 28 مهر1386 و ساعت 1:30 قبل از ظهر |
زندگی نامه دنیل رادکلیف

نام شناسنامه ای:
دنیل جیکوب رادکلیف (Daniel Jacob Radcliffe)

نام کوچک (Nickname): دن

قد: یک متر و هفتاد سانتی متر

زندگی نامه:
دنیل جیکوب رادکلیف در 23 جولای 1989 (اول مرداد 1368) از "آلان رادکلیف" و "مارشا گره شم" به دنیا آمد. او اولین بازی زندگی خود را در تئاتری در دبستانش ایفا کرد. خیلی زود برای نقش دیوید کاپرفیلد (سال 1999، مجموعه تلویزیونی) در نقش کودکی دیوید کاپرفیلد انتخاب شد. دو سال بعد در خیاط پاناما (سال 2001) در نقش پسر هری و لویزا پندل (جفوری راش و جیمی لی کورتیس) بازی کرد. لی کورتیس به مادر دنیل پیشنهاد داد که دن می تواند در نقش خود هری پاتر بازی کند. چندی بعد دنیل به عنوان نقش هری پاتر توسط کارگردان فیلم اول، کریس کلمبوس انتخاب شد و اولین فیلم هری پاتر به نام هری پاتر و سنگ جادو را در 16 نوامبر 2001 (25 آبان 1380) اکران شد. توسط این فیلم بود که دنیل جهانی شد و بعد از آن هم تا به امروز در تمام فیلم های هری پاتر حضور داشته است.
بعد از شهرت بزرگ و جهانی دنیل، او همچنان به زندگی معمولی خود ادامه می دهد و دوستان خوبی را در حین بازی فیلم های هری پاتر مثل روپرت گرینت و اما واتسون برای خود پیدا کرده است.

در آمد ها:
مقدار حقوق ارائه شده به دنیل رادکلیف را در زیر می بینید:
هری پاتر و محفل ققنوس (2007) $14,000,000
هری پاتر و جام آتش (2005) $11,000,000
هری پاتر و تالار اسرار (2002) $3,000,000
هری پاتر و سنگ جادو (2001) $250,000
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 2:21 بعد از ظهر |
new pic2
سلام.اینم یه سری عکس باحال از دن.dan
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 2:23 قبل از ظهر |
new pic
یه سری عکس جدید ازاما براتون دارم

emma


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 0:57 قبل از ظهر |
دایره المعارف نیروی اهریمنی اش
انسان‌ها: فكر مي‌كنيد اين يكي كه توضيحي نمي‌خواهد، نه؟ اشتباه مي‌‌كنيد. آدم‌هاي اين داستان، با آن چيزي كه فكر مي‌كنيد يك فرق اساسي دارند. داشتن چيزي به اسم شيتان. در دنياي ويل هم كه آدم‌ها ظاهرا شيتان ندارند، اين فقط ظاهر قضيه است. شيتان آن‌ها مخفي است و در شرايط خاصي مي‌توانند شيتان خودشان را ببينند.

 جادوگرها: در واقع يك گروه از انسان‌ها هستند كه بعدا داراي خصوصيات متمايزي شده‌اند.  مي‌توانند بين دنياها پرواز كنند، عمرشان طولاني و گاهي تا 900 سال است و ديگر اين كه شيتان‌شان مي‌‌تواند جدا از آن‌ها هم باشد. معمولا زن‌هاي جادوگر اين خصوصيات را بيشتر دارند و مردهاي جادوگر فرق چنداني با آدم‌هاي معمولي ندارند.

 شيتان: تجسم فيزيكي خصوصيت بارز يك آدم. يك چيزي تو مايه‌هاي روح كه هر آدم يكي‌اش را دارد. كسي نبايد به شيتان ديگري دست بزند. جدا كردن آدم و شيتان‌اش هم موجب مرگ آن آدم مي‌شود. (البته اين كار، يعني «جداسازي» انرژي عظيمي را هم آزاد مي‌كند.)

شيتان بچه‌ها قابليت تغيير شكل دارد. اما وقتي بچه‌ها به سن بلوغ مي‌رسند، شيتان به شكل نهايي خودش درمي‌آيد.

شيتان‌ها به شكل يكي از حيوانات هستند و ما گـــاهـي آدم‌هـــا را از روي شيتان‌هايشان مي‌شناسيم.

 پانسربيون‌ها:
خرس‌هاي زره‌پوش. نوعي خرس قطبي كه مي‌تواند حرف بزند. خرس‌هاي زره‌پوش، مهارتشان در جنگيدن و فلزكاري است.

خرس‌ها چپ دست هستند. بدون زره ترسناك هستند و با زره، وحشتناك. زره آن‌ها در واقع روح آن‌هاست.

 فرشته‌ها: چيزي شبيه به هماني كه در ذهن داريم. موجوداتي قدرتمند كه مي‌توانند بين دنياهاي مختلف حركت كنند. بين‌شان كينه‌ها و اتحادهاي كهن است. گاهي با هم مي‌‌جنگند و همديگر را مي‌كشند. روح بعضي آدم‌ها هم مي‌‌تواند به فرشته تبديل بشود.

 جن‌هاي صخره: در قطب شمال زندگي مي‌كنند. سياه، بدبو و متعفن هستند. غذاي مورد علاقه‌شان روباه است.

 ارواح چيتاگاتزه: ارواح شروري كه روح آدم‌هاي بالغ را مي‌مكند و آن‌ها را دچار جنون مي‌كنند. ماهيت‌شان معلوم نمي‌شود.

 گاليوپسي‌ها: مردمان كوچكي به ارتفاع يك وجب. شيتان ندارند. مغرور و زودرنج هستند. مهارت‌شان در جاسوسي از آدم‌ها است.

با يك جور وسيله شبيه تلگرام با هم در ارتباط هستند، براي جابه‌جايي سوار سنجاقك مي‌شوند و وسيلة دفاعي‌شان مهميزهاي سمي‌شان است.

آن‌ها به لرد عزريل خدمت مي‌كنند.

 مولفاها: موجوداتي با دنيايي جداگانه. نحوة تكامل آن‌ها كاملا متفاوت است. اسكلت‌شان به شكل لوزي است. (يعني يك پا در جلو، يكي در عقب و دو تا در بغل). خرطومي شبيه فيل دارند. هوشمند هستند. زبان مخصوص خودشان را دارند. و از غبار (يا به قول خودشان سراف) مي‌ترسند. مري مالون مدتي پيش آن‌ها مي‌رود. ظاهرا نقش‌شان در داستان، شرح مباني فلسفي داستان است. به هر كدام از مولفاها، زَليف گفته مي‌شود.

 لايرا بلاكوا: يك دختربچة سرتق و شلوغ كه شخصيت اول داستان است. براي پيدا كردن دوستش راجر كه در بچه‌دزدي‌ها گم شده، راه مي‌افتد و داستان شروع مي‌شود. يورك بيرنسون اسم او را گذاشته «لايرا سيلورتانگ» يعني لايراي چرب‌زبان. وجود و نقش او از قبل، پيشگويي شده و بايد خيلي بيشتر از اين‌ها او را جدي گرفت.

  ويل پري: يك پسربچة 13 ساله. عاقل‌تر از لايرا. او به دنبال جست‌وجوي راز ناپديد شدن پدرش راه مي‌افتد و در چيتاگاتزه به لايرا مي‌رسد. بين خودمان بماند، او عاشق لايرا است. همين‌طور حامل خنجر.

 لرد عزريل: كسي كه بين دنياها پلي زده و دلش مي‌خواهد دنياي بدون حاكميت و ظلم كليسا را تشكيل بدهد. اما خودش در «جمهوري بهشت»‌اش همه كاره است و در واقع، به جاي كليسا دارد حكمفرمايي مي‌كند. لرد عزريل با كشتن راجر، دوست لايرا، موفق شد آزمايش‌اش را كامل كند و پلي بين دنياها بزند. او پدر لايرا هم هست.

 ماريسا كولتر: خانم كولتر در واقع مادر لايرا است. اما لايرا از او متنفر است. كولتر در خدمت كليسا است و انواع حقه‌بازي‌ها را بلد است.

 يورِك بيرنسون: سلطان است، سلطان خرس‌هاي زره‌پوش. ساده، بدوي، نيرومند و دانا است. شايد فقط فاردِر كورام پير (مشاورِ جان فا، رئيس كولي‌ها) از او عاقل‌تر باشد. فراموش نكنيد كه او يك خرس است.

 سرافينا پكالا: رئيس يكي از قبايل جادوگرها و دوست لايرا. اصالتا فنلاندي است و عاشق فاردركورامِ پير.

 مري مالون: آدمي از دنياي ويل. قبلا راهبه بوده و بعد در آكسفورد فيزيك خوانده و در «واحد تحقيق دربارة مضامين اهريمني» مشغول به كار شده. قرار است او نقش مار را بازي كند.

دنياها
 دنياي لايرا: جايي است شبيه اروپاي عهد ويكتوريا. كليسا در آن حكومت دارد. خرس‌هاي زره‌پوش در اين دنيا هستند. كولي‌ها هم. تمام اتفاقات كتاب اول در اين دنيا مي‌افتد. جايي هم كه خانم كولتر لايرا را مي‌دزدد و پنهان مي‌كند، در همين دنيا است.

 چيتا گاتزه: دنياي خالي از آدم بزرگ‌ها. البته اولش اين‌طوري نبوده. بعد از حملة روح‌ها به بالغين اما، فقط بچه‌‌ها مانده‌اند. ويل ولايرا اولين بار، اين‌جا همديگر را مي‌بينند. لايرا از پلي كه لرد عزريل بين دنياها زده آمده است و ويل از پنجره‌اي كه اشتباها بازمانده. خنجر هم اين‌جا ساخته شده. معناي چيتاگاتزه «شهري پر از كلاغ» است.

 دنياي ويل: شبيه‌ترين دنيا به دنياي واقعي ما. آدم‌ها شيتان ندارند و به جايش ماشين و ترافيك و پليس و مدرنيته و اعصاب‌خردي دارند.

 جمهوري بهشت: برج خارايي كه مقر حكومت لرد عزريل است. او آن‌جا دسته‌هايي از فرشتگان، آدم‌ها و گاليوپسي‌ها را جمع كرده و جاي كليسا، خودش دارد به آن‌ها حكومت مي‌كند.

 دنياي مولفاها: مري مالون از پنجره‌اي داخل چيتاگاتزه به اين‌جا مي‌آيد. اين‌جا مولفاها هستند و پرندگاني باستاني شبيه آركئوتريكس‌ها كه دشمن مولفاها هستند. تكامل در اين دنيا، موجودات ديگري كاملا متفاوت با موجودات دنياي ما آفريده.

 سرزمين مردگان: جايي كه ارواح بعد از مرگ به آن‌جا مي‌روند. چيزي تو مايه‌هاي «سياحت غرب» خودمان. ويل ولايرا، دنبال راجر به آن‌جا مي‌روند و ماجراي پاياني داستان، همين‌جا اتفاق مي‌افتد.

ابزار و وسايل
 واقع‌نما: وسيله‌اي كه مي‌توان با آن پيشگويي كرد  يا پاسخ سؤال‌ها را ديد. توي مايه‌هاي اسطرلاب خودمان. شبيه يك ساعت است، با چهار تا عقربه. با نشانه‌هايي در اطراف صفحه كه هر كدام معاني به‌خصوص مي‌دهند.

استفاده‌كننده بايد سه عقربة درشت‌تر را روي نشانه‌هايي كه معناي سؤال او را مي‌دهند تنظيم كند. بعد عقربة كوچك‌‌‌تر و درازتر شروع به حركت مي‌كند، روي بعضي نشانه‌ها مي‌ايستد و با فهميدن معناي آن نشانه‌‌ها مي‌توان جواب را گرفت.

در دنيا فقط سه واقع‌نما هست و تعداد محدودي از افراد كه مي‌توانند آن را بخوانند. هر نشانه تا پانزده معني دارد و بايد فهميد كه كدام معني آن‌ها مورد نظر واقع‌نماست.

بنابراين حتي دانستن تمام معاني نشانه‌ها هم كافي نيست. بعضي از معاني نشانه‌ها كه در كتاب آمده اين‌‌هاست: فرشته به معناي پيام است شمع به معناي درك. آلفا وامگا به معناي زبان. مورچه به معناي فعاليت يا پشتكار. كلاهخود يعني جنگ. شتر يعني آسيا.

دلفين يعني بازي و شوخي. و نوزاد يعني سختي و دشواري.يكي از سه واقع‌نما پيش لايرا است و او مي‌تواند آن را بخواند.

 خنجر ظريف: خنجري كه بزرگ‌ترين فيلسوفان دنياي چيتاگاتزه آن را با دانشي ويژه ساخته‌اند. اين خنجر همه چيز را مي‌تواند ببرد، حتي ديوار بين دنياها را. اصلا كارش همين است.

خنجر، حامل خودش را انتخاب مي‌كند و اين حامل، ويل است. خيلي‌ها دنبال به دست آوردن خنجر و استفاده از قدرت ويژة آن هستند كه حتي مي‌تواند فرشتگان را هم بكشد.

 دوربين كهربايي: وسيله‌اي كه مري مالون از كهربا يا صمغ درختان مي‌سازد و با‌آن مي‌تواند غبار را ببيند.

 قصدپيما: يكي از اختراعات زرادخانة لرد عزريل. قصدپيما شبيه كابين يك ماشين راه‌سازي است با شش پاي مكانيكي از زيرش.

 كارش اين است كه قصد خلبانش را بفهمد و آن را انجام بدهد.

 غبار: راز اصلي داستان. در دنياي لايرا به آن «اجسام روساكف» مي‌گويند. در دنياي ويل، «سايه» و در دنياي مولفا‌ها «سِراف». در همة دنياها از 34 هزار سال پيش به وجود آمده. يعني هنگام هبوط آدم و حوا. بچه‌‌ها غبار ندارند و فقط غبار در اطراف بالغين هست.

غبار هوشمند است. روي يك تكه الوار نمي‌نشيند. ولي روي يك خط‌كش چوبي چرا. روي يك مجسمة چوبي خيلي بيشتر. تقريبا هم در تمام دنياها دارند روي غبار تحقيق مي‌كنند. حتي خوانندة كتاب.

|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در چهارشنبه 21 شهریور1386 و ساعت 2:54 قبل از ظهر |
خانه جی کی رولینگ
خانه جی کی رولینگ

|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در جمعه 16 شهریور1386 و ساعت 1:52 بعد از ظهر |
شایعه : HD-DVD فیلم جام آتش ۲۹ آگوست منتشر می شود

شایعه : HD-DVD فیلم جام آتش ۲۹ آگوست منتشر می شود                       

                                                  

به گفته ی DVD Town ؛ HD-DVD هری پاتر در تاریخ ۲۹ آگوست با قیمت ۲۸.۹۹ دلار منتشر خواهد شد . بخش های ویژه ای شامل این محصول می شوند : timeline هری پاتری ؛ صحنه های اضافی ؛ تریلر تئاتری ؛ کیفیت صدای دالبی . با این وجود شرکت وارنر براس اعلام کرد هنوز چیزی تایید نشده است .

منبع » هری پاتر فن زون

|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در جمعه 16 شهریور1386 و ساعت 12:51 بعد از ظهر |
((مژده)) ((مژده)) بازديد كنندگان عزيز شما مي توانيد سوالات هري پاتري خودتون رو از طريق پست الكترونيك كه در وبلاگ موجود است با ما مطرح كنيد و پاسخ ان را بنا به درخواست خود شما يا برايتان mail مي كنيم و يا در وبلاگ نمايش مي دهيم.
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 3:43 قبل از ظهر |
سرنوشت بعضي از شخصيت ها در كتاب 7. دامبلدور:پس از مرگ دامبلدور جادوگرها در باره ي گذشته ي او تحقيقاتي كردند. ريتااسكيتر كتابي در باره ي((زندگي و دروغ هاي دامبلدور))منتشر كرد كه در ان راز هايي از زندگي دامبلدور فاش شده كه تا به حال كسي از ان ها اطلاع نداشت.چيزهايي مثل سروكار داشتن او با جادوي سياه در جواني و…با اينكه دامبلدور در قديسان مرگبار حضور ندارد اما به عنوان يكي از اصلي ترين شخصيت هاي داستان بسياري از اتفاقات به نوعي به او مربوط مي شوند. ادامه در روز هاي اينده
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 3:38 قبل از ظهر |
از تمامي بازديدكنندگان عزيز خواهش مي كنم در بخش نظردهي ادرس اينترنتي خود را بنويسيد تا امكان پاسخگويي به نظر شما فراهم ايد. با تشكر فراوان سينا
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در دوشنبه 29 مرداد1386 و ساعت 0:32 قبل از ظهر |
سلام ادامه ي گفتگوي رولينگ و هواداران. هايگريد براي تربيت ترستال ها بايد اونا رو ميديده.پس هايگريد مرگ چه كسي رو ديده؟هايگريد در زندگي نسبتا طولاني خودش مرگ هاي زيادي رو ديده پس اون مي تونه ترستال ها رو ببينه. جرج چگونه بدون برادر دوقلويش مغازه اش را اداره مي كند؟خب گمون نكنم جرج هرگز بتونه فقدان فرد رو تحمل كنه كه باعث ميشه احساس ناراحتي بهم دست بده.با اين حال اون اسم اولين فرزند پسرش رو فرد مي گذاره و كارش رو با موفقيت ادامه مي ده و رون هم كمكش مي كنه. چه اتفاقي براي وينكي افتاد؟اون هنوز در هاگوارتزه و يكي از جن هاي خونگي بود كه در مبارزه ي نهايي به مرگ خوارها حمله كردن. ادامه در روز هاي اينده
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در یکشنبه 28 مرداد1386 و ساعت 11:29 بعد از ظهر |
سلام

امیدوارم از وب لاگ جدید خوشتون اومده باشه.اما

|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در یکشنبه 21 مرداد1386 و ساعت 5:3 قبل از ظهر |
emma
|+| نوشته شده توسط سید سینا چاوشی نسب در یکشنبه 21 مرداد1386 و ساعت 4:57 قبل از ظهر |
harry potter example: بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

Created By Webloger.5u.com

*
*
*
*
*
*
amirhvr View Public Profile Visit amirhvr's homepage! Find More Posts by amirhvr

Created By Webloger.5u.com


amirhvr

Fireworks __________________ ========================================

Created By Webloger.5u.com